زنده ماندن در صفر کلوین

خرید بک لینک
که داشتهام و میدارم و خواهمداشت. و تو پلک میزنی و من یک سربازِ عرب میشوم. جوان، قدرتمند، جسور، احمق، پر از شورِ مسلمانی، عاشق، عاشق، عاشق. «من قادسیه را پشتِ سر گذاشتهام!»تنم خیسِ عرق و شمشیرِ خونچکانی در دستم. کلّهام داغ شده از فرطِ هیجان و چشمهایم میسوزند. میدوم سمتِ تیسفون. توصیفش را زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 2:17

پاها جندهاند که تو را میبرند. تو جندهای که میروی. رفتن کارِ جندههاست. شب را تا صبح کنارت هستند و صبح رفتهاند و هیچچیزشان نماندهاست. هیچچیز برایت جا نگذاشتهاند جز یک خالیِ بزرگ روی تخت که پر از سرما و مرگ و سفیدیِ ترسناکِ چروکهای ملحفههای غمگین است که با ترحّم نگاهت میکنند که چهقدر تن زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 2:17

با لگنی که طیِّ یک تصادف مو برداشته، دلم موتورسواری میخواد.
آدم هیچوقت آدم نمیشود.

پ.ن: و با قلبی شیکسّهمیکٙسّه؛ فیلان :))

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:11 توسط بِلِشْ
زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 2:17

No one can heal these wounds anymore. All my fears came back. I hate you as much as I love you, you motherfucking cheater liar bitch.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 4:5 توسط بِلِشْ
زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 2:17

صفحه بندی